استراتژی معاملاتی:

استراتژی معاملاتی، روش های از پیش تعیین شده و مشخصی است که برای انجام معامله به منظور کسب سود در بازارهای مالی به کار برده می شود.

استراتژی معاملاتی، شرایطی نظیر زمان ورود به یک پوزیشن، درصد ریسک متحمل شده در این پوزیشن و زمان خروج از آن را بررسی می کند. معامله گرانی که از استراتژی معاملاتی معینی تبعیت نمی کنند جز ۹۰ درصد بازنده بازار محسوب می شوند.

روش های تحلیل بازار:

به طور کلی، برای تحلیل بازارهای مالی سه روش عمده مورد قبول وجود دارد:

۱- تحلیل تکنیکال (Technical Analysis)

۲- تحلیل فاندامنتال (Fundamental Analysis)

۳- تحلیل احساسات حاکم بر بازار (Sentiment Analysis)

همواره بین تحلیلگران بازارهای مالی، نظرات مختلفی در مورد کارایی هر روش وجود داشته است اما یک معامله گر حرفه ای، باید تسلط کافی بر هر سه روش داشته باشد. این درست به معنای ایستادن بر روی یک صندلی سه پایه است، اگر یکی از پایه ها ضعیف باشد این صندلی تعادلی نخواهد داشت و تحت فشار وزن شما خواهد شکست. همین مساله در سیستم های معاملاتی نیز صادق است، پس قبل از ورود به هر بازار معاملاتی، از استحکام پایه های صندلی خود مطمئن باشید.

۱. تحلیل تکنیکال (Technical Analysis):

تحلیل تکنیکال مجموعه ای از روش های آماری جهت بررسی رفتار قیمت می باشد. منطق موجود در تحلیل تکنیکال، پیش بینی قیمت بر مبنای رفتار آن در گذشته است. اساس تحلیل تکنیکال، بر این نکته تاکید دارد که به صورت تئوری، تمامی اتفاقات آشکار و نهان بازار در قیمت کنونی، بازتاب یافته است، بنابراین بررسی قیمت، همانند بررسی تمامی جوانب بازار است.

تاریخ تکرار می شود. این اصل، زیربنای تحلیل تکنیکال است، اگر در گذشته، قیمت به سطوح خاصی واکنش نشان داده است در آینده، به احتمال زیاد به این سطوح واکنش نشان خواهد داد. 

۲. تحلیل فاندامنتال (Fundamental Analysis):

تحلیل فاندامنتال ابزاری جهت تحلیل بازار از طریق بررسی اخبار اقتصادی، اجتماعی یا سیاسی است که می تواند قیمت را به سمت و سوی خاصی سوق دهد. 

اساس تحلیل فاندامنتال بر این اصل استوار است که بازارهای مالی، تحت تاثیر حوادث، اخبار و شرایط سیاسی، اقتصادی و اجتماعی هستند و نوسان قیمت، می تواند ناشی از همین عوامل باشد.

۳- تحلیل احساسات حاکم بر بازار (Sentiment Analysis):

پیشتر در تحلیل تکنیکال در مورد این قضیه که قیمت، از نظر تئوری، بازتاب تمامی اطلاعات و اتفاقات موجود در بازار است صحبت کردیم، اما برای معامله گران اوضاع به همین سادگی نیست. اگر قیمت نشان دهنده ی همه اطلاعات موجود در بازار باشد تمامی معامله گران به شیوه یکسانی خرید و فروش خواهند کرد که این با فلسفه وجودی بازار در تناقض است. چرا که برای هر خریداری یک فروشنده مورد نیاز است و امکان اینکه در بازار همه خریدار باشند وجود ندارد.

این دقیقا اهمیت تحلیل احساسات حاکم در بازار را برای ما روشن می کند. هر معامله گر، نظر متفاوتی در مورد رفتار یک قیمت در بازار دارد. استدلال و ایده های یک تریدر، که در خرید و فروش های او متبلور می شود در یک نگاه بیرونی و کلی تر، بیانگر احساسات و روند کلی باراز خواهد بود.

اما مشکل زمانی پدید می آید که یک معامله گر، فارغ از اینکه تا چه حدی بر تشخیص خود ایمان دارد اگر بازار برخلاف نظر او حرکت کند، کار چندانی از دست او بر نخواهد آمد. بنابراین، یکی از پایه های تشخیص درست در مورد وضعیت بازار،  تحلیل احساسات و اجماع موجود در بازار خواهد بود.