اسیلاتور استوکاستیک یک شاخص مومنتوم است که قیمت بسته شدن یک سهم، جفت‌ارز یا اوراق بهادار را با طیفی از قیمت‌های آن در یک دوره زمانی معین، مقایسه می‌کند. میزان حساسیت اسیلاتور به نوسانات بازار به وسیله‌ی تنظیم دوره زمانی قابل کنترل است. از این شاخص مومنتوم به منظور تشخیص محدوده‌های معاملاتی اشباع فروش و اشباع خرید در محدوده‌‌ی مقادیر بین ۰ تا ۱۰۰ استفاده می‌شود.

نکات کلیدی:

  • یک اسیلاتور استوکاستیک یک شاخص تکنیکال محبوب برای تشخیص نواحی اشباع خرید و اشباع فروش است.
  • این شاخص مومنتوم برای اولین بار در سال ۱۹۵۰ توسعه یافت.
  • اسیلاتورهای استوکاستیک پیرامون برخی سطوح قیمت متغیر هستند زیرا آن‌ها بر تاریخچه‌ی قیمت یک دارایی بستگی دارند.

فرمول مربوط به اسیلاتور استوکاستیک به صورت زیر است:

که در این فرمول؛

C، آخرین قیمت بسته شدن

L14، پایین‌ترین قیمت معامله شده در ۱۴ دوره معاملاتی گذشته

H14، بالاترین قیمت معامله شده در ۱۴ دوره معاملاتی گذشته

و K%، ارزش کنونی اسیلاتور استوکاستیک است.

گاهی‌اوقات، K% با عنوان اسیلاتور استوکاستیک آهسته نیز شناخته می‌شود. در مقابل، اسیلاتور استوکاستیک سریع با نماد D% نشان داده می‌شود و برابر با متوسط متحرک ۳ دوره‌ای از K% است.

 

نظریه‌ی کلی در مورد اساس و پایه‌ی این شاخص این است که در یک بازار با روند صعودی، قیمت‌ها در نزدیکی قیمت سقف بسته می‌شوند در حالی که در یک بازار با روند نزولی، قیمت‌ها در نزدیکی قیمت کف بسته می‌شوند. سیگنال‌های معاملاتی وقتی تولید می‌شوند که K% از میانگین متحرک ۳ دوره‌ای به نام D% عبور کند.

اسیلاتور استوکاستیک بیانگر چیست؟

این شاخص مومنتوم محدود به یک بازه است بدین معنی که مقادیر آن همواره بین ۰ تا ۱۰۰ قرار می‌گیرند. همین امر موجب می‌شود تا به شاخصی سودمند برای شرایط اشباع فروش و اشباع خرید تبدیل شود. به طور معمول، اگر مقدار شاخص بالاتر از ۸۰ باشد، یعنی در محدوده‌ی اشباع خرید قرار دارد و اگر کمتر از ۲۰ باشد، در محدوده‌ی اشباع فروش است.

با این وجود، این‌ها همیشه نشانگر برگشت قریب الوقوع نیستند؛ تنها ترندهای بسیار قدرتمند می‌توانند شرایط اشباع فروش یا اشباع خرید را برای یک بازه زمانی طولانی حفظ کنند. در عوض، معامله‌گران باید تغییرات اسیلاتور استوکاستیک را زیر نظر داشته باشند تا سرنخ‌هایی از تغییرات ترند در آینده را بدست آورند.

نمودار این شاخص معمولا شامل دو خط است: یک خط ارزش واقعی اسیلاتور برای هر دوره زمانی را بازتاب می‌دهد و دیگری بازتابی از میانگین متحرک ساده‌ی سه روزه‌ی آن است. از آنجایی که فرض بر این است که قیمت مومنتوم را دنبال می‌کند، تقاطع این دو خط به عنوان سیگنالی معکوس و بازگشتی در نظر گرفته می‌شود چنانکه تغییر قابل توجهی را در مومنتوم روزانه نشان می‌دهد.

واگرایی بین اسیلاتور استوکاستیک و پرایس اکشن معاملاتی نیز به عنوان یک سیگنال معکوس مهم در نظر گرفته می‌شود.

 

واگرایی بین اسیلاتور استوکاستیک و پرایس اکشن معاملاتی نیز به عنوان یک سیگنال معکوس مهم در نظر گرفته می‌شود. به عنوان مثال، وقتی یک ترند خرسی با نزولی به پایین‌ترین قیمت می‌رسد، اما اسیلاتور قیمت بالاتری را نشان می‌دهد، می‌تواند به این معنی باشد که خرس‌ها از مومنتوم خود خسته شده‌اند و به احتمال زیاد یک روند گاوی در حال ظهور است.

تاریخچه مختصر

این اسیلاتور در اواخر دهه‌ی ۱۹۵۰ توسط جورج لین توسعه داده شد. اسیلاتور استوکاستیک موقعیت قیمت بسته شدن یک سهام را نسبت به محدوده‌ی بالا و پایین قیمت آن سهام در یک دوره‌ی زمانی که معمولا یک دوره‌ی ۱۴ روزه است را ارائه می‌دهد.

لین در تعداد زیادی از مصاحبه‌های خود اعلام کرده است که این اسیلاتور قیمت یا حجم معاملات را دنبال نمی‌کند. به گفته‌ی لین، این اسیلاتور سرعت یا مومنتوم قیمت را دنبال می‌کند. لین همچنین اضافه می‌کند که به عنوان یک اصل، مومنتوم یا سرعت قیمت سهام قبل از تغییرات خود قیمت تغییر می‌کنند.

به این روش، از اسیلاتور استوکاستیک می‌توان برای پیش‌بینی روندهای معکوس در هنگام ظهور واگرایی‌های خرسی یا گاوی استفاده کرد. این سیگنال اولین و بدون شک مهم‌ترین سیگنال معاملاتی است که توسط لین شناسایی شده است.

نمونه‌هایی از چگونگی استفاده از اسیلاتور استوکاستیک

این اسیلاتور در بیشتر ابزارهای رسم نمودار مورد استفاده قرار می‌گیرد و به آسانی در عمل قابل بکارگیری است. دوره‌ی زمانی استاندارد مورد استفاده ۱۴ روز است، اگرچه می‌توان این دوره زمانی را برای برآورده کردن نیازهای تحلیل خاص تنظیم نمود.

این شاخص را می‌توان با تفاضل پایین‌ترین قیمت دوره از آخرین قیمت بسته شدن در همان دوره تقسیم بر محدوده کامل دوره و ضربدر ۱۰۰ محاسبه کرد. به عنوان یک مثال فرضی، اگر بالاترین قیمت دوره ۱۴ روزه برابر با ۱۵۰ دلار، پایین‌ترین قیمت برابر با ۱۲۵ دلار و آخرین قیمت بسته شدن برابر با ۱۴۵ دلار باشد، اسیلاتور استوکاستیک را می‌توان به صورت زیر محاسبه نمود:

با مقایسه‌ی قیمت کنونی با محدوده‌ی قیمت در یک بازه‌ی زمانی، این شاخص نمایانگر پیوستگی است که موجب بسته شدن قیمت سهام در نزدیکی آخرین قیمت پایین یا بالا می‌شود. عدد ۸۰ نشان می‌دهد که دارایی در نزدیکی قرارگیری در ناحیه‌ی اشباع خرید است.

تفاوت بین شاخص قدرت نسبی (RSI) و اسیلاتور استوکاستیک

شاخص قدرت نسبی (RSI) و اسیلاتور استوکاستیک هر دو اسیلاتورهای مومنتوم قیمت هستند که به طور گسترده در تحلیل تکنیکال مورد استفاده قرار می‌گیرند. اگرچه این دو شاخص اغلب به صورت همزمان استفاده می‌شوند، اما نظریه‌ها و روش‌های اساسی متفاوتی بر هر یک حاکم است.

اسیلاتور بر اساس این فرض پیش‌بینی می‌شود که قیمت‌های بسته شدن باید نزدیک به جهت ترند کنونی بسته شوند. از طرف دیگر، شاخص RSI سطوح اشباع فروش یا اشباع خرید را با اندازه‌گیری سرعت حرکت‌های قیمت ردیابی می‌کند.

به عبارت دیگر، شاخص RSI برای اندازه‌گیری سرعت حرکت‌های قیمت طراحی شده است در حالی که فرمول اسیلاتور استوکاستیک با محدوده‌های معاملاتی سازگار است.

 

به طور کلی، شاخص RSI در بازارهای دارای ترند مفیدتر است و استوکاستیک برای بازارهای آشفته و دستخوش تغییر بهترین عملکرد را دارد.

محدودیت‌های استوکاستیک

محدودیت اولیه‌ی این شاخص این است که برای تولید هشدارهای غلط معروف شده است. این وقتی است که یک سیگنال معاملاتی توسط شاخص تولید می‌شود؛ اما در واقعیت قیمت آن را دنبال نمی‌کند. این هشدار غلط می‌تواند منجر به از دست رفتن معامله شود.

در شرایط بازار بی‌ثبات این موضوع می‌تواند به صورت مکرر رخ دهد. یک روش مقابله با این مشکل این است که ترند قیمت به عنوان یک فیلتر مورد استفاده قرار گیرد. این در حالی است که سیگنال‌ها تنها در صورتی بکار گرفته شوند که در جهت ترند باشند.